اميرالمومنين در ستايش فاطمه عليها‌السلام

اشاره:

حضرت صديقه طاهره، دخت پيامبر اکرم  صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ستايشگران بي شمار دارد و از فضايل، مناقب و مقامات عاليه او ستايش هاي فراواني شده است. دوست و دشمن، به کمال و عظمت او اعترافات کرده و جلالت شأن وي را ستوده‌اند. در اين مجموعه قصد آن داريم تا ستايشها و ستايشگران بانوي آب و آيينه را به منظر چشم شما آوريم.

 

اميرالمومنين علي عليه‌السلام ولي اعظم خدا و حجت بالغه الهي، همسر حضرت زهرا است که مدت نه سال با آن بانوي معظمه دو جهان زندگي کرده و علاوه بر جهات غيبي و اطلاع از ماوراء طبيعت از بعد ظاهر هم بر اثر کثرت معاشرت، شخصيت والاي فاطمه طاهره، همسر عزيز خود را به خوبي شناخته و لمس کرده است. اکنون آن ولي اعظم خدا براي همسر خود اوصافي را ذکر کرده که حيرت انگيز است چنان که مخاطبات امام اميرالمومنين با حضرت زهرا، حاکي از رفعت شأن والاي آن بانوي دو جهان است و اوج کمالات او را نشان مي‌دهد.

حضرت علي عليه‌السلام در يکي از خطابات خود به حضرت زهرا او را با عنوان «يا سَيدَتي» مخاطب قرار مي‌دهد؛ او که سيد اوصيا، فخر اوليا، قدوه اهل تقوا و امام و پيشواي مومنان است فاطمه را سيده و بانوي سرافراز و بي نظير مي‌خواند و توصيفات و ستايشهاي فراواني که ايشان از حضرت زهرا عليها‌السلام فرموده، ظرايف و لطايفي براي اهل نظر و انديشه است و اينک مواردي را ذکر کرده و قبل از آن يادآور مي‌شويم که برخي از توصيفات امام مومنان از همسر گرامي و پر افتخار خود، فاطمه زهرا، به زمان حيات آن بانوي آسماني مربوط است و قسمتي ديگر به بعد از شهادت و درگذشت جانسوز حضرت زهرا عليها‌السلام مرتبط مي‌باشد.

 

وقتي تو بودي؛ قسمت اول:

 

الف. هنگامي که حضرت زهرا عليها‌السلام خطابه خود در مسجد پيامبر را به پايان بردند و با جفاي آن نابکاران مواجه شدند، دل شکسته به خانه آمدند و طي سخناني گله آميز، دردهاي بي شمار خود را با همسر خويش، حضرت اميرالمومنين بازگو کردند و به سوي خدا شکايت برده و حتي از پروردگار، طلب مرگ نمودند. اميرالمومنين عليه‌السلام در پاسخ آن حضرت سخناني گفتند از جمله: نَهْنِهي عَن وَجدِکِ يا ?بْنَةَ الصَفوةِ وَ بقيةَ النُبُوة...  1

از حزن و اندوه، خويشتن داري کن اي دختر صفوه و پيامبر برگزيده الهي و اي باقيمانده نبوت و بازمانده پيامبري...

 

فراز «وَ بَقيةُ النُبُوَّة» بسيار جالب است و مي‌تواند حامي پيامي مهم و رمزي دقيق باشد. آري! اين کلمه، گوياي آن است که حضرت فاطمه امتداد نبوت رسول خدا بود و گويا با وجود حضرت زهرا، نبوت پيامبر خاتم قطع نشده بود و همچنان استمرار داشت. فاطمه بقاياي نبودت بود؛ فاطمه بقيه جويبار پيامبري و نبوت رسول الله به شمار مي‌رفت و به تعبير ديگر سير نبوت با وفات پيامبر اکرم بريده نشد و پايان نيافت زيرا فاطمه آن حرکت را ادامه مي‌داد و با وجود پربرکت ايشان، نبوت از بين نرفت. و بنابراين فاطمه چهره دوم پيامبر اسلام بود و برنامه‌ها و کارهاي او عنوان اجراي برنامه‌هاي پيامبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله را داشت.

 

ب. حضرت زهرا هنگامي که مي‌خواست به امام علي عليه‌السلام وصيت کند، اظهار داشت: يَابنَ عَمِّ مَا عهدتَني کاذبةً وَ لاخائنَةً و لاخالفتُکَ مُنذُ عاشَرتَني

اي پسر عمّ من! هرگز از من دروغي نشنيدي و هرگز از من خيانتي سراغ نداري، از زماني که با من معاشرت کردي هرگز با تو مخالفت نکردم!

حضرت اميرالمومنين عليه‌السلام در پاسخ به همسر عزيز خود فرمود: مَعاذَالله اَنتِ اَعلَمُ باللهِ وَ اَبَرُّ وَ اَتقي? وَ اَکرَمُ وَ اَشدُّ خوفاً مِنهُ وَ اللهِ جَدَّدتِ عَليَّ مُصيَبةَ رَسولِ اللهِ صَلَي اللهُ عَلَيهِ وَ آلهِ وَ لَقد عَظَّمَت وَفاتُکِ وَ فَقدَتُکِ فَاِنا لله وَ اِنا اليهِ راجِعون 2

پناه بر خدا! (ازاينکه تو دروغ بگويي يا خيانت کني و يا با خواسته‌ها و گفتار من مخالفت بنماني!) تو از همه به ذات خداوند داناتري؛ تو از هر کسي نيکوکارتر، پرهيزکارتر، و گراميتري و خوف تو از خداوند از هر کسي شديدتر است. به خدا سوگند! تو «با خبر دادن از مرگت» مصيبت رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله را بر من تجديد کردي و فاجعه درگذشت آن حضرت را دوباره زنده نمودي و قطعا درگذشت تو بسيار سنگين و غيرقابل تحمل است پس من سوگمندانه مي‌گويم: «انالله و انا اليه راجعون»

 

و گويا با ذکر آن اوصاف و مزايا مي‌خواستند بگويند تو و دروغ؟ تو که صاحب اين مقامات و مدارجي! آن صفات ملکوتي تو کجا و خيانت کجا!

خوانندگان عزيز! در اين اوصافي که اميرالمومنين عليه‌السلام همسر خود را با آن مي‌ستايد بايد تامل کرد: «اعلم بالله، ابرّ، اتقي، اکرم، و اشدّ خوفاً منه»، و در آخر فاطمه را تجديد کننده مصيبت جانسوز درگذشت پيامبر دانستند و در نهايت از شدت فشار اين مصيبت- يعني شهادت فاطمه- که زمان آن نزديک بود «انالله» گفتند.

آري! ايشان با ذکر آن صفات مي‌خواستند بگويند: اي خوبتر از همه! چه کسي به پايه رفيع علم و يقين تو به خدا مي‌رسد؟ اي نيکوکارتر از همه! کجا ديگري به مقام نيکوي تو مي‌رسد؟ اي باتقواتر از همه! تقواي تو کجا و تقواي ديگران کجا؟ اي گرامي و ارجمند بانوي من! کجا ديگري به پايه رفيع و جايگاه بالاي تو دست مي‌يابد؟ اي خائفتر از همه نسبت به خداوند! هيچ کس به پايه خوف و خشيت تو از خدا نمي‌رسد.

و منظور ايشان از جمله «انتِ جدّدتِ» اين بود که اگر فرض مي‌شد که مصيبت از دست دادن پيامبر بزرگوار از ياد برود و آرامشي براي من پيدا شود اما مصيبت جگرسوز و فقدان جانکاه تو آن مصيبت را تجديد کرده و زنده ساخت و اين فاجعه ديگر از ياد نخواهد رفت.

و ذکر آيه کريمه در آخر، به اين مطلب اشعار دارد که اين مصيبت جانکاه و توان فرسا چاره پذير نيست و با آن آرامشي نخواهد بود مگر اينکه علي عليه‌السلام دل خوش کند که به زهراي عزيز خود ملحق خواهد شد.

 

وقتي تو رفتي، قسمت دوم:

و اما بخش دوم سخناني است که اميرالمومنين عليه‌السلام در مورد حضرت زهراي طاهره بعد از وفات ايشان گفته‌اند و توصيفي است که ايشان از همسر آسماني خود بيان کرده‌اند.

اسبغ بن نباته مي‌گويد: من خود شنيدم که امام اميرالمومنين عليه‌السلام مي‌فرمود: وَاللهِ لَاَتَکَلِّمَنَّ بکلامٍ لايَتَکَلِّمُ بهِ غَيري اِلا کَذَّاب سوگند به ذات خدا کلامي را مي‌گويم که کسي جز من آن را نمي‌گويد مگر اينکه آدمي کذاب بوده و وجودش با دروغ عجين شده باشد (وگرنه حتي دروغگوي معمولي هم اين سخنان را نخواهد گفت)

 

آن گاه فرمودند: وَرَثَت نَبيِّ الرَّحمَةِ وَ زَوجَتِي خَير نِساءِ الاُمَةِ وَ اَنا خَير الوَصِيين3 من وارث نبي رحمتم و از او ارث برده‌ام و همسر من بهترين زنان امت است و من خود، بهترين وصيين مي‌باشم.

 

بنگريد که علي عليه‌السلام همسر گرامي و بلندپايه خود را به عنوان «خير نساء الامة» معرفي مي‌کند و به همين کلمه بسنده مي‌نمايد؛ زيرا روشن است که اين امت بهترين امت هاي جهان هستي است. کُنتُم خَيرُ اُمةٍ اُخرِجَت لِلناس...4 

به سخن صريح قرآن، امت اسلام بهترين امت جهان است، به کلام صريح امام اميرالمومنين، فاطمه خير نساء اين امت و والاترين بانوان آخرين امت است؛ بنابراين بهتر و برتر بودن آن معظمه دوران از زنان جهان، با کلام اميرالمومنين ثابت مي‌شود.

به راستي که براي آن بانوي با جلالت افتخار است که همسرش اين گونه از طرز برخورد، رفتار عالي و منش کريمانه او سخن بگويد و نقاط بسيار روشن و پرتلؤلؤ زندگي پر بارش را ياد کند.

شگفتا چگونه بانويي است که حتي براي يک بار هم شوهر خود را در طول زندگي ناراحت نکرده و به خشم و غضب نياورده و هرگز با امر او عصيان و مخالفت نکرده است و کدام فضيلت، مزيت و شرفي در زندگي خانوادگي براي يک زن بالاتر از اين است که مردش به صراحت بگويد من هر وقت به او نگاه مي‌کردم همه غم و غصه هايم فرو مي‌ريخت؟

مهمتر اينکه اين جمله از جهات مختلف، اطلاق دارد. غم و اندوهم هر گونه بود، کم يا زياد، سطحي يا عميق و ريشه دار برطرف مي‌شد. به نظر و نگاه هم اطلاق دارد که يک نگاه يا نگاه‌هاي مکرر و متعاقب يا حتي همان نظر اول به چهره گيرا و گشاده و آغوش باز فاطمه، درد و رنج را از قلب مولا مي‌برد آن گونه که خود به آن تصريح کرده‌اند.

هنگام نوشتن اين مطالب به اين فکر افتادم که آيا بعد از وفات پيامبر نگاه کردن به فاطمه غم و اندوه را از اميرالمومنين رفع مي‌کرد يا خود غمي بر غم هاي مولا مي‌افزود؛ زيرا ناپاکان، اندام و ارکان پيکر زهرا را در هم شکسته و او را به دست اندوهي جانکاه سپرده بودند.

 

حضرت زهرا سلام الله عليها

آيت الله کريمي جهرمي


1-  بحارالانوار، ج 29، ص 324

2-  روضه الواعظين، فتّال نيشابوري، 1/ ص 151

3-  کشف الغمه، ج 2، ص 33، بحارالانوار، ج 43، ص 143

4-  سوره آل عمران، آيه