يا ضامن آهو!

| در بند هواييم، يا ضامن آهو! |
| در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو! |
| بي تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم |
| بي سقف و سراييم، يا ضامن آهو! |
| عرياني پاييز، خاموشي پرهيز |
| بي برگ و نواييم، يا ضامن آهو! |
| سرگشتهتر از عمر، برگشتهتر از بخت |
| جوياي وفاييم، يا ضامن آهو! |
| آلودهي بدنام، فرسودهي ايام |
| با خود به جفاييم، يا ضامن آهو! |

| آلوده مبادا، فرسوده مبادا |
| اين گونه که ماييم، يا ضامن آهو! |
| پوچيم و کم از هيچ، هيچيم و کم از پوچ |
| جز نام نشاييم، يا ضامن آهو! |
|
ننگيني ناميم، سنگيني ننگيم |
| در رنج و عناييم، يا ضامن آهو! |
| بي رد و نشانيم، از ديده نهانيم |
| امواج صداييم، يا ضامن آهو! |
| صيد شب و روزيم، پابند هنوزيم |
| در چنگ فناييم، يا ضامن آهو! |

| چندي است به تشويش، با چيستي خويش |
| در چون و چراييم، يا ضامن آهو! |
| با دامني اندوه، خاموشتر از کوه |
| فرياد رساييم، يا ضامن آهو! |
| مجبور مخيّر، ابداع مکرر |
| تقدير قضاييم، يا ضامن آهو! |
| افتاده به عصيان، تن داده به کفران |
| آلودهرداييم، يا ضامن آهو! |
| تو گنج نهاني، ما رنج عناييم |
| بنگر به کجاييم، يا ضامن آهو! |

| رانده ز نيستان، مانده ز ميستان |
| تا از تو جداييم، يا ضامن آهو! |
| دلخسته و رسته، از هر چه گسسته |
| خواهان شماييم، يا ضامن آهو! |
| روزي بطلب تا، يک شب به تمنا |
|
نزد تو بياييم، يا ضامن آهو! |
| در صحن و سرايت، ايوان طلايت |
| بالي بگشاييم، يا ضامن آهو! |
| با ما کرم تو، ما در حرم تو |
| ايمن ز بلاييم، يا ضامن آهو! |

| چشم از تو نگيريم، جز تو نپذيريم |
| اصرار گداييم، يا ضامن آهو! |
| مشتاق زيارت، تا جبههي طاعت |
| بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهو! |
| گو هر چه نبايد، گو هر چه ببايد |
| در کوي رضاييم، يا ضامن آهو! |
|
آيا بپذيري، ما را بپذيري؟ |
| در خوف و رجاييم، يا ضامن آهو! |
| مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر |
| تسليم شماييم، يا ضامن آهو! |

| فريادرسي تو، عيسينفسي تو |
| محتاج شفاييم، يا ضامن آهو! |
| هر چند گنهکار، هر قدر سيهکار |
| بي رنگ و رياييم، يا ضامن آهو! |
| در رنج و تباهي، وقتي تو بخواهي |
| آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو! |
| اي چشمهي خورشيد، مهر تو درخشيد |
| در عين بقاييم، يا ضامن آهو! |
| ما خاک ره تو، در بارگه تو |
| گوياي ثناييم، يا ضامن آهو! |

| سوگند الستيم، پيمان نشکستيم |
| در عهد «بلي»ييم، يا ضامن آهو! |
| يار ضعفا تو، خود ضامن ما تو |
| ما اهل خطاييم، يا ضامن آهو! |
| نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو |
| جوياي هداييم، يا ضامن آهو! |
| هنگامهي وهم آن، کجراههي فهم اين |
| ما اهل ولاييم، يا ضامن آهو! |
| از گوهر پاکيم، از کوثر صافيم |
| فرزند نياييم، يا ضامن آهو! |

| چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم |
|
شوق شهداييم ، يا ضامن آهو! |
| منشور نشابور، سرسلسلهي نور |
| با حکمت و راييم، يا ضامن آهو! |
| تو راه مجسّم، گر راه به عالم |
| جز تو بنماييم، يا ضامن آهو! |
| تا صور قيامت، با شور ندامت |
| شايان جزاييم، يا ضامن آهو! |
| اين بخت سهيل است، کش سوي تو ميل است |
| در نور و ضياييم، يا ضامن آهو! |

سهِيل محمودي
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 16:47 توسط حمزه
|